دادههای اقتصادی اخیر - به ویژه از گزارشهای شاخص مدیران خرید (PMI) - نشان میدهد که بخش تولیدی اقتصاد ایالات متحده وارد مرحله رونق مجدد شده است. پس از یک انقباض طولانی مدت در بیشتر سال ۲۰۲۵، این بخش در اوایل سال ۲۰۲۶ یک بهبود قابل اندازهگیری را تجربه کرده است و یک سوال کلیدی را مطرح میکند: آیا سیاست تحت دولت ترامپ احیای واقعی صنعت را تسریع کرده است؟
داده های اصلی آشکارا از این نظریه حمایت می کنند. شاخص مدیران خرید بخش تولید موسسه مدیریت عرضه (ISM) از ۴۷.۹ در دسامبر ۲۰۲۵ به بالای ۵۲ در اوایل ۲۰۲۶، از جمله ۵۲.۷ در مارس و آوریل، افزایش یافت که قویترین رشد از اواسط ۲۰۲۲ را نشان میدهد. شاخص مدیران خرید بالای ۵۰ نشان دهنده رشد است و روند اخیر - 4 ماه متوالی رشد - طولانیترین روند در تقریباً چهار سال گذشته است.
داده های آیندهنگر حتی قانعکنندهتر است. شاخص سفارشات جدید به ۵۷.۱ رسید که نشاندهنده تقاضای قوی و احتمال بالای تداوم رونق بخش تولید است. دادههای تولید صنعتی نیز این روند را تقویت میکند: تولید صنعتی ایالات متحده در ژانویه ۲۰۲۶ نسبت به سال گذشته ۲.۳ درصد افزایش یافت و بخش تولید به طور معناداری در این افزایش نقش داشت.
از منظر سیاستگذاری، طرفداران ترامپ استدلال میکنند که اقدامات اقتصادی دوران او - بهویژه تعرفهها، مشوقهای بازگشت کارخانجات به کشور و ساده سازی قوانین و سیاستهای صنعتی - در رونق بخشیدن به تولید داخلی نقش داشتهاند. منطق این امر ساده است: هزینههای بالاتر واردات و چندپارگی ژئوپلیتیکی، شرکتها را به بومیسازی زنجیرههای تأمین تشویق میکند و در نتیجه فعالیت تولید داخلی را افزایش میدهد. به موازات آن، افزایش تمرکز دولت فدرال بر بخشهای استراتژیک مانند نیمهرساناها، دفاع و تولید مرتبط با هوش مصنوعی، تخصیص سرمایه را به بخشهای صنعتی با ارزش بالا سوق داده است.
در واقع، دادههای منتشرشده از این تغییر ساختاری پشتیبانی میکنند. رشد تولید بهویژه در محصولات کامپیوتری و الکترونیکی، تجهیزات حملونقل و ماشینآلات قوی بوده است که همگی با هزینههای دفاعی و ساخت زیرساختهای هوش مصنوعی ارتباط نزدیکی دارند. این نشان میدهد که گسترش فعلی تولید صرفاً چرخهای نیست، بلکه تا حدی ناشی از تقاضای صنعتی استراتژیک است.
با این حال، روایت احیای اقتصادی بدون اذعان به محدودیتها ناقص است. بهویژه، اشتغال در بخش تولید همچنان رو به کاهش است و با وجود افزایش تولید، از دست دادن شغل تا سال 2026 ادامه خواهد داشت. این واگرایی نشان میدهد که افزایش بهرهوری، اتوماسیون و افزایش سرمایه گذاری - نه گسترش نیروی کار - محرک رشد هستند. به عبارت دیگر، ایالات متحده ممکن است در حال تجربه «بهبود تولید بدون بهبود مشاغل» باشد.
علاوه بر این، دادههای تجاری، استدلال بازگشت به کشور را پیچیده میکند. واردات به طور کلی همچنان در حال افزایش بوده است و زنجیرههای تأمین اغلب به جای بازگشت کامل به آمریکا، از نظر جغرافیایی تغییر مکان دادهاند (مثلاً از چین به آسیای جنوب شرقی). این نشان میدهد که تعرفهها به تنهایی جهانی شدن را از نظر ساختاری معکوس نکردهاند.
در نهایت، عوامل خارجی - به ویژه تنشهای ژئوپلیتیکی و تقاضای ناشی از جنگ - نقش مهمی ایفا میکنند. افزایش قیمت انرژی و اختلالات زنجیره تأمین، فعالیت تولیدی را هم تحریک و هم مختل کرده است و سوالاتی را در مورد دوام رشد فعلی مطرح میکند.
در نتیجه، دادههای PMI یک بازگشت معنادار در فعالیت تولیدی ایالات متحده را تأیید میکند و عناصری از سیاست دوران ترامپ ممکن است در این تثبیت نقش داشته باشند. با این حال، به نظر میرسد که این بهبود به جای یک رنسانس صنعتی گسترده حالت گزینشی، سرمایهبر و تحت تأثیر ژئوپلیتیک دارد. پس در واقع مسیر مثبت است - اما هنوز به طور کامل احیا نشده است.



نظر شما چیست؟