دادههای PMI منتشرشده برای منطقه یورو و ایالات متحده در آخرین موج گزارشهای پیشنگر، تصویر روشنی از واگرایی دو اقتصاد بزرگ جهان ارائه میدهد؛ واگراییای که اگر در ماههای آینده ادامه پیدا کند، میتواند به یکی از مهمترین محرکهای جهتگیری بازارهای جهانی ارز، سهام و اوراق قرضه تبدیل شود.
در اقتصاد ایالات متحده، شاخصهای مدیران خرید همچنان بالاتر از مرز ۵۰ باقی ماندهاند؛ سطحی که به طور معمول مرز میان رشد و انقباض تلقی میشود. شاخص PMI تولیدی در سطح 55.3 قرار گرفته که نشاندهنده گسترش قابل توجه فعالیت صنعتی است. این عدد نه تنها بالاتر از انتظارات بوده، بلکه نشان میدهد بخش تولید آمریکا همچنان از چرخه سرمایهگذاری و سفارشات جدید حمایت میگیرد. در کنار آن، PMI خدمات با عدد 50.9 اگرچه نسبت به ماه قبل کمی کاهش یافته، اما همچنان در محدوده رشد ملایم قرار دارد. ترکیب این دو داده باعث شده شاخص ترکیبی اقتصاد آمریکا در محدوده 51.7 تثبیت شود؛ یعنی اقتصاد آمریکا در وضعیت رشد ضعیف اما پایدار قرار دارد.
در مقابل، تصویر منطقه یورو به طور معناداری ضعیفتر است. شاخص PMI تولیدی اروپا در سطح 51.4 قرار گرفته که بهظاهر هنوز در محدوده رشد است، اما PMI خدمات با سقوط به 46.4 نشان میدهد بخش اصلی اقتصاد اروپا وارد فاز انقباض شده است. از آنجا که اقتصاد اروپا به شدت خدماتمحور است، ضعف در این بخش اثر تعیینکنندهای بر کل چرخه اقتصادی دارد. نتیجه این ترکیب، قرار گرفتن شاخص ترکیبی منطقه یورو در محدوده زیر 50 است که به معنای ورود اقتصاد به فاز رکودی می باشد.
این واگرایی میان دو اقتصاد بزرگ چند پیام کلیدی دارد. نخست اینکه اقتصاد آمریکا نسبت به شوکهای انرژی، ژئوپلیتیکی و اختلالات عرضه، انعطافپذیری بیشتری نشان داده است. حتی در شرایط افزایش قیمت انرژی و تنشهای منطقهای، بخش تولید و بازار کار آمریکا توانستهاند سطح فعالیت خود را حفظ کنند. در مقابل، اروپا به دلیل وابستگی بالاتر به واردات انرژی و حساسیت بیشتر بخش خدمات به اعتماد مصرفکننده، سریعتر وارد فاز ضعف شده است.
دومین پیام، تشدید اختلاف در سیاستهای پولی است. در حالی که بازارها همچنان انتظار کاهش نرخ بهره در فدرال رزرو را دارند، دادههای نسبتاً مقاوم اقتصادی در آمریکا این سناریو را به تعویق میاندازد. این موضوع به معنای باقی ماندن نرخهای بهره در سطوح بالاتر برای مدت طولانیتر است؛ عاملی که از دلار حمایت میکند و در عین حال فشار بیشتری بر داراییهای ریسکی مانند سهام فناوری وارد میسازد. در مقابل، ضعف اقتصاد اروپا میتواند بانک مرکزی اروپا را به سمت سیاستهای انبساطیتر سوق دهد.
از منظر بازارهای مالی، این شکاف رشد معمولاً به نفع دلار آمریکا و به ضرر یورو عمل میکند. همچنین در محیطی که رشد آمریکا بهتر از اروپا باقی بماند اما نه به شکل انفجاری، معمولاً شاهد چرخش سرمایه به سمت داراییهای دلاری و کاهش جذابیت بازارهای اروپایی هستیم.
با اتصال این دادهها اگر فرض کنیم تنشهای ژئوپلیتیکی در خاورمیانه باعث افزایش هزینه انرژی، فشار بر واردات و نااطمینانی در زنجیرههای تأمین شده باشد، اروپا به دلیل ساختار انرژیمحور و وابستگی بالاتر به واردات، آسیبپذیری بیشتری نشان میدهد. آمریکا اما به دلیل استقلال انرژی نسبی و عمق بازار داخلی، توانسته اثرات این شوک را بهتر جذب کند.
بنابراین، دادههای PMI اخیر از این فرضیه حمایت میکنند که در محیط ژئوپلیتیکی پرتنش، اقتصاد آمریکا نسبت به منطقه یورو عملکرد بهتری دارد. با این حال، باید توجه داشت که این برتری بیشتر «نسبی» است تا «مطلق»؛ یعنی آمریکا قوی نیست، بلکه اروپا ضعیفتر شده است. استمرار این روند به شدت وابسته به مسیر قیمت انرژی، سیاستهای بانکهای مرکزی و شدت تنشهای ژئوپلیتیکی در ماههای آینده خواهد بود.



نظر شما چیست؟