وقتی کوین وارش به عنوان رئیس جدید فدرال رزرو منصوب میشود، با یک معما روبرو خواهد بود: چگونه میتوان نرخهای بهره را کاهش داد، بدون آنکه استقلال بانک مرکزی زیر سوال برود؟ دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، فشار زیادی برای کاهش سریع نرخها وارد میکند. جلسه بعدی کمیته سیاستگذاری فدرال رزرو در ۱۶ و ۱۷ ژوئن برگزار خواهد شد، و همه چشمها به این هستند که آیا وارش به خواستههای کاخ سفید پاسخ خواهد داد یا خیر.
وارش در جلسه استماع سنا در آوریل تأکید کرد که استقلال فدرال رزرو غیرقابل مذاکره است. او همچنین به پتانسیل هوش مصنوعی برای کاهش تورم اشاره کرد. اما این ایده که هوش مصنوعی میتواند فشار تورمی را از بین ببرد، هنوز در مرحله نظری است. تجربه نشان داده که افزایش بهرهوری میتواند قبل از اینکه عرضه را بهبود بخشد، تقاضا را تحریک کند. گولزبی، رئیس فدرال رزرو شیکاگو، اخیراً هشدار داد که انتظارات مثبت از آینده میتواند خود به عامل تورم تبدیل شود.
در داخل فدرال رزرو هم مخالفان سرسختی وجود دارند. 3 نفر از روسای منطقهای فدرال رزرو با هر گونه سیگنالی مبنی بر کاهش نرخها مخالفت کردهاند. علاوه بر این، تصمیم جروم پاول برای ماندن در هیأت مدیره پس از ترک ریاست، میتواند اختلافات داخلی را عمیقتر کند. اگر وارش در شرایطی که تورم هنوز رو به افزایش است، دست به کاهش نرخها بزند، احتمالاً با مخالفتهای عمومی مواجه خواهد شد.
یکی از گزینههای وارش برای جبران کاهش نرخها، کوچک کردن ترازنامه فدرال رزرو است. اما تاریخ نشان داده که این کار همیشه موفقیتآمیز نیست. در سال ۲۰۱۹، کاهش ترازنامه باعث اختلال در بازار پول شد و فدرال رزرو مجبور شد دوباره به تزریق نقدینگی بپردازد. در سال ۲۰۲۳ هم، بحران بانکی منطقهای باعث شد فدرال رزرو برنامههای حمایت مالی جدیدی را راهاندازی کند. درسی که میشود گرفت این است: فدرال رزرو میتواند از طریق ترازنامه سیاستهای انقباضی اعمال کند، اما تنها تا زمانی که بازارها نقطه ضعف نشان ندهند.
چالش اصلی وارش این نیست که آیا او میتواند نرخها را کاهش دهد، بلکه این است که آیا میتواند این کار را بدون از دست دادن اعتبار در کنترل تورم، حفظ استقلال فدرال رزرو و جلوگیری از بیثباتی مالی انجام دهد. این انتظار زیادی از یک رئیس جدید است، به ویژه وقتی که قبل از شروع کارش، پاسخها از پیش تعیین شدهاند.
اگر وارش نمیخواهد از استراتژیهای راهنمایی پیشین که توسط پیشینیانش استفاده میشد، پیروی کند، باید مکانیسم دیگری برای مدیریت انتظارات و حفظ اعتبار فدرال رزرو پیدا کند. یک چارچوب مبتنی بر قوانین میتواند انضباط بیشتری به سیاستهای فدرال رزرو بدهد و سیگنالهای واضحتری به بازارها ارسال کند.
در غیر این صورت، سرمایهگذاران دوباره در سایه ابهام قرار خواهند گرفت و مجبور خواهند بود سیاستها را از طریق سخنان متغیر، فشارهای سیاسی و تصمیمات آنی تفسیر کنند. این وضعیت میتواند به بیثباتی مالی، نوسانات و عدم قطعیت منجر شود؛ چیزی که در سالهای اخیر بارها شاهد آن بودهایم.
در جمع بندی باید گفت که، موفقیت وارش نه به کاهش نرخها، بلکه به توانایی او در بازگرداندن یک چارچوب منسجم برای سیاست پولی بستگی دارد در غیر این صورت بازارها اعتماد خود را به فدرال رزرو از دست خواهندداد.



نظر شما چیست؟