راهبرد انرژی دوره دوم ریاست جمهوری دونالد ترامپ نشاندهنده یک استراتژی عمیقاً فرصتطلبانه است: سازماندهی یک افزایش کنترلشده در قیمت نفت برای ثروتمند کردن تولیدکنندگان داخلی و منافع وابسته به جمهوریخواهان در حالی که با استفاده از بازی با کلمات و لفاظی های زبانی متناقض، از نوسانات مالی آسیبزننده جلوگیری میکند. این رویکرد سود صنعت نفت و همپیمانان سیاسی جمهوریخواهان را بر قیمتهای پایدار برای مصرفکننده آمریکایی اولویت میدهد و از تهدیدهای مرتبط با ایران و سیگنالهای کاهش تنش به عنوان اهرمهای مناسب برای دستکاری بازار استفاده میکند.
در این بازی، استقلال نفتی آمریکا که در 2 دهه گذشته حاصل شده نقش اساسی ایفا می کند. طبق گزارش اداره اطلاعات انرژی، تولید نفت خام آمریکا در سال ۲۰۲۵ به رکورد ۱۳.۶ میلیون بشکه در روز رسیده که افزایشی معادل ۳٪ (۳۵۰,۰۰۰ بشکه در روز) نسبت به سال قبل نشان می دهد. به عنوان بزرگترین تولیدکننده جهان، قیمتهای بالاتر سودهای بادآوردهای به اپراتورهای نفت شیل، به ویژه در پایگاههای قوی جمهوریخواهان مانند تگزاس و داکوتای شمالی میرساند. ترامپ به صراحت این موضوع را جشن گرفته است. او بارها اشاره کرده است که «وقتی قیمت نفت بالا میرود، ما پول زیادی درمیآوریم.» با این حال، همان دولت از افزایشهای بیرویه که میتواند تورم را شعلهور کند، فدرال رزرو را مجبور به حفظ نرخهای بالا کند، نرخ های بازده اوراق قرضه خزانه داری را بالا ببرد، بازار سهام را تحت فشار قرار دهد و روایت «اقتصاد قوی» او را تضعیف کند، میترسد. نتیجه یک تعادل ظریف است که به افراد داخلی پاداش میدهد در حالی که آمریکاییهای عادی افزایش قیمت در پمپ بنزین را تحمل میکنند.
الگوی این موضوع واضح است. زبان تهدیدآمیز ترامپ — تهدید به بمباران تأسیسات ایرانی، وعده حملات طولانیمدت یا هشدار درباره تنگه هرمز — بارها باعث افزایش شدید قیمتها شده است. نفت برنت در سال ۲۰۲۶ و در میان تنشهای مرتبط با درگیری چندین بار بیش از ۱۰٪ افزایش یافته و به طور موقت از ۱۱۰ دلار در هر بشکه فراتر رفته است. طبیعتاً در چنین محیط وسوسه انگیری، سفتهبازان زیادی به هدف کسب سود وارد بازار میشوند تا از جهش قیمت ها سود کلانی کسب کنند. سپس، درست زمانی که قیمتها شروع به ادامه افزایش شدید میکنند، پستهای آرامشبخش ترامپ در شبکه Truth Social پشت سر هم و با مضامینی چون «پیشرفتهای بزرگ» در مذاکرات ایران، توافقهای احتمالی یا توقف عملیات نظامی منتشر می شوند. نتیجتاً قیمتها بلافاصله کاهش مییابند و و طبیعتاً خریدارانی که ورود دیرهنگام داشته و دارند متضرر میشوند و این چرخه تکرار میشود.
این پویه کسب سود روشن-خاموش مانند ابزاری برای زمانبندی بازار عمل میکند. سوابق تاریخی از دوره اول حاکمیت ترامپ و الگوهای کنونی نشان میدهد که اظهارنظرهای متمرکز بر ایران پرمیوم ریسک قابل توجهی اضافه میکند که گاهی به بیش از ۱۰ دلار در هر بشکه می رسد. تحلیلگران افزایش چشمگیر نوسانات در معاملات آتی نفت را در پاسخ به اظهارات ترامپ مشاهده کردهاند، به طوری که دیلینگ دسک های اختصاصی اکنون به صورت زنده شبکه Truth Social ترامپ را رصد میکنند. منتقدان به درستی این را بازی خطرناکی میدانند که بازارهای جهانی انرژی را به عنوان یک ابزار نوسانگیری شخصی مینگرد.
تضعیف بیشتر اعتبار استراتژیک آمریکا اما نتیجه استفاده گسترده از ذخایر استراتژیک نفت است. دولت ترامپ مجوز آزادسازی عظیم ۱۷۲ میلیون بشکه را در هماهنگی با آژانس بینالمللی انرژی در میان اختلالات سال ۲۰۲۶ صادر کرد که یکی از بزرگترینها در تاریخ بود و به طور مصنوعی قیمتها را زمانی که از نظر سیاسی مناسب بود، تعدیل کرد. در حالی که این اقدام به عنوان مدیریت اضطراری مطرح شده، اما یک ضربه گیر حیاتی امنیت ملی را در زمانی که تولید داخلی قوی باقی مانده است، کاهش میدهد.
در اصل، رویکرد ترامپ بدترین جنبههای یک مدل سفته بازی دولتی را ارائه میدهد: قیمتهای بالا که سود صنعت نفت و سودجویان مرتبط را افزایش میدهد، همراه با مداخلات مصنوعی و تغییرات زبانی که اعتماد بازار را تضعیف کرده و مصرفکنندگان را در معرض نوسانات غیرضروری قرار میدهد. اکنون و با وجود تسلط آمریکا در تولید، قیمت بنزین افزایش یافته و بودجه خانوارها را تحت فشار قرار داده است.
این روند یک ابزار منفی نوسانگیری معاملاتی است که تنها جامه سیاست و ژئوپولیتیک پوشیده است. با تحریک و آرام کردن متناوب تنشهای ژئوپولیتیکی، دولت ترامپ بیشتر بر مدیریت ظاهر سیاسی و پاداش دادن به گروههای کلیدی تمرکز دارد تا ارائه ثبات واقعی قیمت. در حالی که تولید نزدیک به بالاترین سطوح تاریخی باقی مانده، هزینه واقعی این افزایشهای کنترلشده به طور کامل بر دوش آمریکاییهای عادی است که در پمپ بنزین هزینه میپردازند در حالی که اعضای کارتل ها و شرکت های نفتی پاداش میگیرند.



نظر شما چیست؟